بهنام سلطانی
شعرهایی که در این دوره بهعنوان شعر عاشورایی سروده میشود موافقان و منتقدان زیادی دارد. بهنظر شما کیفیت کار شاعران معاصر در مقایسه با گذشته پیشرفت داشته یا نه؟
شعر عاشورایی یکی از زیرمجموعههای شعر آیینی در زبان فارسی است و خود شعر عاشورایی باید تحت عنوان شعر ولایی مورد تجزیهوتحلیل قراربگیرد. شعر ولایی هم شاخههای مختلفی مثل علوی، فاطمی، رضوی، مهدوی، عاشورایی و... دارد. مطابق اسنادی که در اختیار داریم شعر عاشورایی در زبان فارسی 1100سال پیشینه مکتوب دارد و در این دوره طولانی به لحاظ محتوایی فراز و نشیبهای بسیاری را تجربه کرده است.از آنجا که نگاهها به نهضت عاشورا متفاوت بوده، آثاری که خلق شده هم یک موضوع مشخص ندارند و تنها وجه اشتراک آنها پرداختن به نهضت الهی است. حتی در بسیاری از سرودههای متعلق به دورههای قبل، هدف نهضت عاشورا نادیده گرفته شده و میتوانیم بگوییم که یک قرائت ماتمی و عاطفی صرف از فرهنگ عاشورا در محافل و مجالس عزاداری سیدالشهدا(ع) حاکم بوده است. اولویت این نوع نگاه، اشکگرفتن و برقراری ارتباط معنوی با سیدالشهدا(ع) از طریق همین حالت معنوی بوده است. بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، رویکرد شعرای متعهد معاصر برای روایت ابعاد فرهنگ عاشورایی که ناگفته باقی مانده بود تغییر کرد.
پس معتقدید ماهیت شعر آیینی بعد از پیروزی انقلاب تغییر کرده و قوام بیشتری یافته است؟
در سالهای قبل از انقلاب، تعدادی از شعرای متعهد مثل مرحوم اکبر خوشدلتهرانی درباره فرهنگ عاشورا شعرهای ارزشی و حماسی سرودند؛ بهعنوان مثال میتوان به شعر معروف خوشدل اشاره کرد: «بزرگ فلسفه قتل شاه دین این است/ که مرگ سرخ به از زندگی ننگین است». محمد آزادگان یکی دیگر از شاعران آیینی قبل از انقلاب بود که رویکرد مشابهی داشت اما اشاره به هدف متعالی سیدالشهدا(ع) در پیشینه شعر مکتوب عاشورایی یا وجود ندارد و یا کمرنگ است. این نوع نگاه به فرهنگ عاشورا، بعد از پیروزی انقلاب اسلامی عمق بیشتری پیدا کرد و گلواژههای مشخصی مثل پایداری، استقامت، حریت، آزادگی، بخشش، بیداری و رهایی در شعر عاشورایی متجلی شد و میتوانیم بگوییم اشعاری که به لحاظ ساختار و محتوا کیفیت خوب و ماندگاری دارند در دوره معاصر سروده شدهاند.معتقدم بعد از پیروزی انقلاب، رشد و پیشرفت شعر عاشورایی به لحاظ کمی و کیفی چشمگیر بوده، بهطوری که در برخی زمینهها آثار تعدادی از شاعران با سالهای گذشته قابلمقایسه نیست.
شعر آیینی به لحاظ کمی حتما رشد قابلملاحظهای داشته اما برخی کارشناسان معتقدند به لحاظ کیفی هنوز اشعاری مثل آثار محتشم کاشانی و عمان سامانی که در کتیبهها ثبت شد سروده نشده است.
بهنظرم مقایسه آثار شاعران معاصر با شعرهایی که شاعران 1100سال قبل سرودهاند منطقی نیست.شما فقط از 2 چهره نام میبرید که در 1100سال گذشته آثار فاخری تولید کردهاند؛ یکی محتشم کاشانی که با ترکیب 12بندی عاشوراییاش شاهکار خلق کرد و دیگری عمان سامانی که با خلق« منظومه گنجینه اسرار» خود ماندگار شد. برداشت محتشم کاشانی از فرهنگ عاشورا ماتمی است اما نگاه عمان سامانی عرفانی است که این 2 نوع نگاه با هم فاصله زیادی دارند. در همین ترکیببند محتشم کاشانی اینگونه نیست که همه ابعادش در سطح بالا باشد و آثار او هم چند جایی دچار افت شده است؛ مثلا در ترجیع بند معروفش که میگوید:«کشتی شکست خورده طوفان کربلا/ در خاک و خون تپیده میدان کربلا»، از نظر پژوهشی و گرامری 2 نکته منفی نهفته است؛ چرا که معتقدم اولا کشتی شکسته میشود و شکست نمیخورد، دوما در فرهنگ عاشورا حضرت سیدالشهدا(ع) بهعنوان سفینهنجات معرفی میشود و قرار نیست این سفینه شکست بخورد. اینگونه نیست که به جز محتشم و عمان سامانی، شاعر دیگری اثر فاخر تولید نکرده باشد و متأسفانه بسیاری از آنها مورد غفلت قرارگرفتهاند و گمنام باقی ماندهاند؛ مثلا در کرمانشاه شاعری به نام احمد کرمانشاهی(الهامی) را داشتهایم که همعصر عمان سامانی بوده و در دوره ناصرالدینشاه در کرمانشاه میزیسته و قرائت حماسی و ارزشی از فرهنگ عاشورا در اشعارش نمود دارد. وقتی منظومه الهامی کرمانشاهی را مرور میکنیم متوجه میشویم که به لحاظ ساختاری و لفظ و معنا پابهپای حکیم ابوالقاسم فردوسی و در حد توانش شعرهای حماسی نابی درباره فرهنگ عاشورا سروده است.
در دوره معاصر هم چنین شعرهایی که بتواند ابعاد حماسی و ارزشی فرهنگ عاشورا را معرفی کند و در عین حال ساختار محکمی داشته باشد سروده شده؟
اشعار آیینی، بهویژه شعرهای عاشورایی که در دوره معاصر سروده شده با گذشته قابلمقایسه نیست و بهنظرم جای اینگونه اشعار در پیشینه 1100ساله شعر عاشورایی خالی بوده است. تعدادی از شاعران معاصر به واسطه تغییر نگرشی که به ماهیت نهضت عاشورا داشتهاند آثار فاخری تولید کردهاند؛ مثلا در زمینه شعر نیمایی، «منظومه خون» دکتر موسوی گرمارودی اثر فاخری بهحساب میآید. از طرفی غزلسرایان معاصر مثل سعید بیابانکی، رضا اسماعیلی، حمیدرضا برقعی و از نسل جوان احمدپور علوی و محمدرضا شرافت آثار قابلملاحظهای از خود به یادگار گذاشتهاند. از شاعران پیشکسوت هم میتوانم به غلامرضا سازگار، سیدرضا موید و محمدجواد غفورزاده (شفق) اشاره کنم که آثارشان در مقایسه با گذشته متفاوت است.
یکی دیگر از چالشهای شعر آیینی، بهویژه شعر عاشورایی این است که ارتباط مناسب بین شاعران و مداحان برقرار نیست و تعدادی از مداحان از سر بیاعتمادی به شاعران معاصر، اشعار خودشان را میخوانند که بعضا قوی نیست.پیوند بین شاعران و مداحان را چگونه میشود برقرار کرد؟
بهنظرم مداح و شاعر باید به اندازه هم به روز باشند. مداحان نباید اشعاری که چندین دهه قبل سروده شده را تکرار کنند و بهتر است با نگاهی به مجموعه شعرهای معاصر، بهترین انتخاب را داشته باشند.یک مداح موفق باید حسن انتخاب داشته باشد؛ یعنی شعری که میخواند بدون حاشیه باشد.شعری که گزافه، خرافه و غلو در آن باشد آفتزاست. بهنظرم کانون مداحان و شاعران که از سالها قبل با دستور رهبر معظم انقلاب تشکیل شده و زیرنظر سازمان تبلیغات اسلامی فعالیت میکند باید به این مورد رسیدگی کند و علاوه بر ارائه گزارشهای روزمره، آموزشهای لازم را هم به مداحان و شاعران جوان ارائه بدهد.
البته به شیوه فعالیت برخی شاعران هم ایرادهایی وارد است؛ اینکه برخی شاعران در سالهای اخیر صرفا برای حضور در جشنوارهها و مسابقات شعر سرودهاند.
سالها بهعنوان داور در این جشنوارهها حضور داشتهام و معتقدم همین مسابقات و جشنوارهها یکی از ملاکهای داوری و قضاوت درباره آثار شاعران معاصر است. چنانکه اگر شاعری سراغ روایتهایی رفته که در مقاتل معتبر وجود ندارد یا از مطالب تحریف شده و مبالغهآمیز استفاده کرده امتیاز لازم را دریافت نمیکند. ما شعری میخواهیم که به لحاظ محتوایی قابلاستناد باشد و ملاک اصلی ارزیابی آثاری که ارسال میشود همین است.
بهعنوان پژوهشگر و پیشکسوت شعر آیینی فکر میکنید مهمترین آسیبهای شعر عاشورایی شامل چه مواردی است؟
گزافه، خرافه و غلو ،3 عنصر آفتزایی است که به جان شعر آیینی افتاده. درست است که شعر آیینی در سالهای بعد از انقلاب، یک سر و گردن از گذشته بالاتر ایستاده اما به این معنی نیست که ریزش نداشتهایم. باید به این ریزشها که موجب آفت است توجه داشته باشیم و شعر آیینی را از این گزندها در امان نگه داریم.
چه باید کرد تا نسل شاعران جوان به سمت شعر عاشورایی گرایش پیدا کنند؟
به شاعران جوان توصیه میکنم سراغ آثار برگزیده معاصر بروند و کارهای شعرایی را که دوست دارند مطالعه کنند. همین خواندن مجموعههای شعر باعث رشد طبع شاعرانه آنها میشود و کمک میکند تا اشعار بهتری بگویند.
سایت همشهری، پنج شنبه 22 شهریور 1397
http://newspaper.hamshahri.org/id/30387/
برچسب:
نویسنده: دانیال نظری