خرید بک لینک

____________________________________________________________________________

شعر آیینی

به فقر اندیشه مبتلاست

«بعد از پایان یافتن دوران دفاع مقدس، به دنبال این بودم که در حوزه ادبیات در مسیر مثبتی حرکت کنم که مفید باشد، لذا به این نتیجه رسیدم که در حوزه شعر آیینی فعالیتم را ادامه دهم.» این بخشی از گفتههای رضا اسماعیلی، شاعری است که سالها در عرصه شعر - به ویژه شعر آیینی - فعالیت میکند و در این زمینه حرفهایی برای گفتن دارد. ما نیز فرصت را مغتنم شمردیم و گپ و گفت کوتاهی با وی زدیم که ماحصل آن را در ادامه میخوانید.

¤ کمی از خودتان بگویید.

من متولد 24 مرداد ماه 1339 در محله هفت چنار تهران هستم. پس از اخذ دیپلم توانستم به دانشگاه وارد شوم و با مدرک کارشناسی علوم اجتماعی از دانشگاه علامه طباطبایی فارغالتحصیل شوم. همچنین به پاس سه دهه حضور فعال در عرصه ادبیات، موفق به دریافت نشان هنری از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی شدم. فعالیت جدی در ادبیات را بعد از انقلاب به دعوت زنده یاد قیصر امینپور در حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی آغاز کردم.شرکت در جلسات نقد شعر حوزه هنری و حشر و نشر با شاعران نسل اول انقلاب نعمت بزرگی بود که شعر را از حاشیه به متن زندگی من وارد کرد. در سال های اخیر فعالیت های ادبی ام را بیش تر روی حوزه شعر دینی و آیینی متمرکز کرده ام.

¤ چطور سر از شعر گفتن درآوردید؟

واقعیت این است که من از همان دوران نوجوانی به کتابهای داستان، شعر و ادبیات علاقه مند بودم. اما نکته تاثیرگذارتر این بود که مادرم هم به ادبیات بسیار علاقه داشت و همیشه دوبیتی های بابا طاهر را با حزنی غریب در خلوت خویش زمزمه می کرد. در واقع او اولین کسی بود که به صورت ناخود آگاه بذر سرودن را در جان من پاشید و باعث شد تا شعر در ذهنم نهادینه شود. به عبارت دیگر، همنشینی با مادر اولین جرقه برای سوق پیدا کردن من به سمت شعر بود. در ادامه هم که شعر گفتن من، کمی شکل جدیتر به خود گرفت، به واسطه آشنایی با استاد مشفق کاشانی در دهه اول انقلاب در شورای فرهنگ و ارشاد اسلامی بود، من در آن سالها دبیر سرویس ادب و هنر مجلات شاهد بودم که به واسطه کار افتخار حضور یافتن در محضر استاد مشفق را زیاد داشتم، تشویق ها و حمایتهای ایشان نیز در ادامه این مسیر خیلی تاثیرگذار بود.

¤ با توجه به فعالیت بلند مدت خود در عرصه شعر آیینی، چند کتاب را موفق شدید به مرحله انتشار برسانید؟

بله، در عرصه شعر سیاه مشق های زیادی از من منتشر شده است، اما اگر بخواهم تنها به عناوین مجموعه اشعار آیینی اشاره کنم، میتوانم از کتابهای «بر آستان جانان»، «بانوی آیینه و آب»، «ملکوت کلمات»، «ناگهان دریا»، «سلام بر عاشورا» و «کبوترانه بخوان آسمان هشتم را» نام ببرم. از این کتابها «ناگهان دریا»، و «سلام بر عاشورا» شامل اشعار عاشورایی است و «کبوترانه بخوان آسمان هشتم را» به طور کامل به اشعار رضوی اختصاص دارد.

¤ ویژگی شعر آیینی و تاثیرات آن چگونه است؟

در ابتدا بگذارید تعریفی از شعر دینی و آیینی داشته باشیم. شعر آیینی اصیل شعری است که علاوه بر «موضوع»، «موضع» دینی هم داشته باشد. این شعر در دو محور اصلی پایه گذاری میشود:

1 – محور اول تسبیح و ستایش ذات اقدس پروردگار است که باعنوان «شعر توحیدی» شناخته می شود.

2 – محور دوم شعر آیینی، تبیین شاعرانه «سبک زندگی اسلامی» بر اساس سیره و سنت خاندان رسالت(علیهم السلام) است.

در شعر توحیدی که در ادبیات ما از پشتوانه و پیشینه پرباری برخوردار است، شاعران قبل از ورود به ساحت معصومین، زبان به تسبیح و ستایش حضرت پروردگار می گشایند که نمونه هایی از آن را می خوانم:

فردوسی:

به نام خداوند جان و خرد

کزین برتر اندیشه برنگذرد

سعدی:

به نام خداوند جان آفرین

حکیم سخن در زبان آفرین

سنایی:

ملکا ذکر تو گویم، که تو پاکی و خدایی ...

اما در محور دوم شاعران باید در کنار مدح و منقبت و سوگ و مرثیه، به تبیین سیره عملی خاندان رسالت و ذکر فضائل و کرامات اخلاقی بزرگان دین بپردازند. متاسفانه بعد از انقلاب تا سالها مقوله «شعر توحیدی» که عمود شعر دینی و آیینی ماست به فراموشی سپرده شد و شاعران اکثرا در ستایش بزرگان دین شعر سرودند. در حالی که جانمایه دین اسلام «توحید» و شعار «لا اله الا الله» است. خوشبختانه این غفلت در سالهای اخیر با برگزاری کنگره های شعر توحیدی و نبوی تا حدودی جبران شده است.

امروز یکی از بزرگ ترین آفاتی که در جان ادبیات دینی و آئینی ما رخنه کرده است ، آفت «مناسبتی سرودن و سطی نگری» است . بخش اعظم شعر آیینی روزگار ما به «فقر اندیشه» مبتلاست ، لهجه ای صرفا احساسی و توصیفی دارد و به مدح و منقبت اختصاص یافته و در مولودیه، سوگ و مرثیه خلاصه شده است. با کمال تاسف باید اعتراف کرد که ما در این حوزه از پرداختن به سیره عملی خاندان رسالت و حقیقت زلال دین - بخصوص اصل توحید - غافل مانده ایم. این یک اشکال اساسی است، چرا که باعث میشود ما در صورت دین ساکن بمانیم و از حرکت در سیرت دین غافل شویم.

با توجه به مقتضیات زمانه و نیاز جامعه به درک عمیق تر و اصیل تر از دین و برای این که شعر آیینی ما از چنبره تکرار و تقلید بیرون بیاید و جانی دوباره بگیرد، زمان آن رسیده است که با بهره گیری از منابع اصیل دینی همچون قرآن، نهج البلاغه، صحیفه سجادیه و... در حوزه شعر آیینی از منزل صورت(مدح و منقبت) به منزل سیرت(معارف و حقایق دینی) هجرت کنیم .

در برخی شعرهای آیینی، چون شاعر «محبت» اهل بیت(ع) را با معرفت دینی نیآمیخته است، و تنها در منزل محبت و شور و شیدایی حرکت میکند، گاهی شیفتگی خود به حضرت فاطمه زهرا(س) را با ادبیاتی غیرمقبول بیان می کند. برای مثال حضرت مریم را کنیز حضرت فاطمه(س) یا حضرت مسیح را غلام حضرت ابوالفضل(ع) معرفی میکند! در حالی که بزرگان دینی چنین اجازه ای به ما نداده اند. ما باید به پیروی از مقام معظم رهبری و برای حفظ وحدت، به مقدسات سایر ادیان توحیدی احترام بگذاریم.

¤ با این تعریف شعر آیینی را میتوان به دو دسته فاخر و غیرفاخر تقسیم بندیکرد، شعر آیینی فاخر چه ویژگی دارد؟

شعر آیینی فاخر و اصیل شعری است که پیش تر و بیش تر از «موضوع »، «موضع دینی» داشته باشد و این موضع منبعث از معارف الهی و حقایق توحیدی و نبوی باشد. «موضوع» توقف در منزل صورت و ظاهر دین است - یعنی مدح و منقبت صرف - و «موضع» پرداختن به درونه، سیرت و حقیقت دین، یعنی بیان معارف و حقایق دینی و توحیدی. جان مایه شعر آیینی اصیل و فاخر «موضعمندی» آن است، نه «موضوعبندی» آن. یعنی ایستادن شاعر در جبهه «حق» و حق مداری و برائت از ظلم و باطل و زشتی و پلشتی. از این منظر حضرت لسان الغیب حافظ شیرازی آیینی ترین شاعر تاریخ ادبیات ماست، چرا که در همه سروده های خود موضع مسلمانی و ایمانی دارد.

به تعبیر دیگر، شعر آیینی فاخر باید سیمای انسان کامل را به نمایش بگذارد، در غیر این صورت تاثیرگذار نخواهد بود. اگر شاعر در شعری به چشم و ابروی ائمه اشاره میکند باید محتوا و سیرت هم داشته باشد، در غیر این صورت این شعر نمیتواند تلنگری در جان و جهان خواننده یا شنونده ایجاد کند. به قول سهراب، چشمها را باید شست؛ شاعر آیینی باید تمام ابعاد زندگی بزرگان را در نظر بگیرد.

¤ در حوزه شعر آیینی، مطالعه و شناخت در باره شخصیت اصلی شعر را چقدر مهم میدانید؟

به نکته خوبی اشاره کردید، این یکی از مهمترین موضوعاتی است که باید در نظر گرفته شود. شاعران باید سعی کنند قبل از سرودن شعر راجع به آن موضوع کاملا اشراف داشته باشند. به ویژه شاعران آیینی باید در خصوص سبک زندگی اسلامی و تاریخ اسلام مطالعات گسترده داشته باشند. خواندن و فهم قرآن، نهجالبلاغه، ادعیه و صحیفه سجادیه از جمله کتابهایی است که میتواند این گستردگی فهم را برای شاعران رقم بزند.

¤ طی سالهای فعالیت خود، چه خاطرهای دارید که برایتان جالب بوده است؟

من هم مانند بسیاری از عزیزان، خاطرات زیادی دارم، اما یکی از دلنشینترین آنها، مربوط به استاد محمدعلی مجاهدی است. زمانی که مجموعه رباعی های عاشورایی «سلام بر عاشورا» را تکمیل کردم، قبل از چاپ نمونه ای از رباعی ها را برای استاد مجاهدی فرستادم تا ضمن مطالعه آنها، مقدمه ای بر آن بنویسند که این اتفاق افتاد. اما بعد از چاپ بعضی از دوستان شاعر شروع کردند به انتقاد و خرده گیری که چرا این رباعیها جنبه آسیبشناسی دارد و اثرات منفی در شعر خواهد گذاشت و...، ولی استاد مجاهدی به عنوان یک عاشورا پژوه دین آگاه، استوار و ثابت قدم بر حرف خویش ایستادند و مضمون رباعی های عاشورایی این کتاب را در راستای روشنگری دانستند و خیلی جانانه از این کتاب دفاع کردند و بر این باور پای فشردند که شعر عاشورایی اگر تنها در سوگ و مرثیه خلاصه شود، حرکت آفرین و تاثیرگذار نخواهد بود. این خاطرهای است که برایم بسیار شیرین است.

¤ از بزرگ ترین افتخاراتی که نصیب شاعران آیینی میشود، شعرخوانی در محضر مقام معظم رهبری است. آیا شما نیز به این افتخار نائل شدهاید؟

بله. من هم توفیق داشتم چند سال در محضر مقام معظم رهبری شعرخوانی داشته باشم. اتفاقاً یکی از کسانی که در حوزه آسیبشناسی دینی و آیینی گوی سبقت را از دیگران ربوده است، مقام معظم رهبری است. من شاهد بودم که در این دیدارها هر گاه شاعری شعری را قرائت میکرد که نکته غیرمستند یا خرافه ای در بیتی از آن وجود داشت، ایشان دقیقا دست میگذاشتند روی آن مصرع یا بیت و تاکید می کردند که بیت را اصلاح کنید.

در اینجا نقل خاطره ای از عباس حیدرزاده، مداح اهلبیت(ع) خالی از لطف نیست: «یکی از مواردی که ایشان - مقام معظم رهبری - گاهی به ما تذکر میدادند بحث شعر بود. ایشان خیلی نسبت به بحث شعر توجه و دقت دارند و تاکید دارند که اشعار محکم را بخوانید. گاهی برخی از اشعار را به من تذکر دادند که این شعر مثلا این ایراد را دارد. در یک ملاقات که ایام روضههای فاطمیه(س) در بیت رهبری بود، ایشان نکتهای را به بنده فرمودند و گفتند که به مداحان دیگر هم بگویید. وقتی من محضر ایشان مداحی کردم، در آخر خواندنم به مستمعین گفتم دستها را بالا بیاورید و بگویید یا زهرا(س). بعد وقتی من خدمت ایشان برای عرض ارادت رسیدم، فرمودند که این که شما گفتید دستها را بالا بیاورید و بگویید یا زهرا(س)، ما هیچ کجا نداریم که برای غیر از خدا دست بالا بیاورید؛ نه در منابع اهل سنت و نه در منابع شیعه. شما خودتان رعایت کنید و به دیگر مداحان هم بگویید که فقط برای «یا الله» گفتن از مردم بخواهند که دستشان را بالا بیاورند.»

به خاطر همین تامل و دقت نظر، مقام معظم رهبری یکی از بزرگ ترین طلایه داران «آسیب شناسی شعر دینی و آیینی» روزگار ماست.

البته در گذشته هم چنین مسائلی وجود داشته است. برای مثال روزی «حاجب بروجردی»از شاعران گذشته شعری در وصف حضرت امیرالمومنین(ع) سرودند با این مضمون:

«حاجب» اگر محاسبه حشر با علی ست

من ضامنم، تو هرچه که خواهی گناه کن!

بعد از مدتی حضرت علی به خواب ایشان میآیند و می گویند مصرع را به شکل زیر اصلاح کن:

«حاجب» اگر محاسبه حشر با علی ست

شرم از رخ علی کن و کمتر گناه کن.

مقام معظم رهبری هم این ویژگی را دارد و با حساسیت خاصی شعر را گوش میدهد و به جرات میتوانم بگویم کسی به گرد پای ایشان نمیرسد.

¤ الگوی تان در شعر چه کسانی هستند؟

علامه اقبال لاهوری از جمله شاعرانی است که به ایشان علاقه زیاد دارم و ایشان را به عنوان یکی از مهمترین شاعران آیینی میدانم، چرا که ایشان مانند بسیاری دیگر از شاعران تنها به دنبال صنعتگری و زبانآوری در شعر نیستند و رسالت شعری برایشان از همه چیز مهمتر است. به صائب تبریزی و پروین اعتصامی نیز بسیار علاقه دارم. در اشعار این شاعران، راستی، درستی، رستگاری و پیرایش جامعه از بدیها و ... دیده میشود. بوستان و گلستان سعدی را به عنوان کتاب انسانساز میدانم و از آن الگو میگیرم. همچنین حافظ را بهعنوان بزرگترین شاعر در حوزه نقد جامعه دینی و مبارزه با زهد و ریا و خرافات میدانم.

چند رباعی علوی از رضا اسماعیلی

1

شعر علوی، تبسم حق بینی ست

از باغ بلوغ معرفت گل چینی ست

هر کس که به این مرام و آیین باشد

تردید مکن که شاعر آیینی ست

2

ای طالب معرفت! «ولی» را بشناس

آن جان ز عشق مُنجلی را بشناس

زیبنده ی او مقام «عبداللهی» ست

در مکتب بندگی، علی را بشناس

3

در شأن علی، کتاب حق نازل شد

میراث رسول را، علی قابل شد

یک عمر ثنای ذات یکتا را گفت

با بندگی خدا، علی کامل شد

4

با مهر علی، ز حق جدایی زشت است

با نفسِ حریص، هم نوایی زشت است

با ذکر علی، تو طالب عزت باش

درویش! به نام او، گدایی زشت است

5

او روح مُکرم است، بشناسیدش

قرآن مجسم است، بشناسیدش

او روح نماز و قبله ی توحید است

او وارث آدم است، بشناسیدش

منبع:

روزنامه قدس(ضمیمه هفتگی 14 ، ویژه نامه هیئت ها و محافل مذهبی)، شماره 32 ، سه شنبه 2 خرداد 1396 ، صفحه 7.

برچسب: نویسنده: دانیال نظری تاريخ: سه شنبه 9 خرداد 1396 ساعت: 17:27

صفحه بندی